معماری بومی، vernacular architecture

معماری بومی vernacular architecture

معماری بومی، vernacular architecture

معماری بومی يا سرزمينی می تواند به هر نوع معماری كه به يک مكان خاص تعلق داشته باشد، گفته شود. اين می تواند معماری ساختمان های ساده روستايی- شهری تا ساختمان‌های بزرگ و حتی بناهای يادمانی را دربرگيرد و به غلط در اكثريت موارد، معماری بومی را معادل معماری روستايی قلمداد می‌كنند.

يكی از پيشكسوتان اين بحث در دنيا، آموس راپاپورت است. او از معماری بومی تعريفی خاص ارائه می دهد. راپاپورت معماری بومی را معماری می داند كه در برابر معماری رسمی شناخته شده و يادمانی قرار می گيرد. به عبارت ديگر معماری ساده تر، مردمی تر و در مجموع، معماری كه جوابگوی نيازهای قشر عام مردم است. او همچنين استدلال می كند كه معماری يادمانی می تواند ريشه در معماری بومی داشته باشد.
حدود نيم قرن است كه معماری بومي به عنوان بخشی از مباحث نظری و جزئی از تحقيقات تجربی معماری مطرح است. از اين موضوع ابتدا تحت نام‌های گوناگونی همچون معماری ناشناخته، معماری سنتی، معماری مردمی، معماری عاميانه و يا حتی به عنوان معماری بدون معمار نام برده می‌شد.
اين معماری با آنكه در طول تاريخ دست خوش پديده های گوناگون بوده است، توانسته هويت ويژه خود را حفظ كند. از آنجا كه بوم‌گرايی، شناسنامه معتبری از مردم يک سرزمين به شمار می رود، نمايانگر آداب ورسوم، روحيه و احساسات، انديشه و عقيده، ذوق و سليقه و هنر آنان است. در شكل‌گيری معماری بومی برخی روابط اجتماعی و اقتصادی در محيط طبيعی و نمادهای فرهنگی ماهرانه انعكاس می یابد به نحوی كه هم زمان، سادگی و آرايش در آنها متجلی است.
معماری بومی كه به دور از تخصص ها تحقق می یابد، جوابگويي به نيازهای يک جامعه را در ارتباط با عوامل طبيعی و خواسته های معنوی انسان ها عهده دار است زيرا با مشاركت آنان، در تدبير و در اجرا زاده می‌شود و از زندگی روزمره آنان الهام می‌گيرد و به دور از خودنمايی و برون‌آرايی، استقرار می‌یابد. از اين رو معماری بومی، بدون دارا بودن سبک و به دور از فرم و مدل خاص، خصيصه بديهه ساز بودن را حفظ كرده است. به همين لحاظ، مصنوعات و معماری بومی را در مواجهه با سرزمين‌های ناشناخته در پيوندی مرموز، مانوس و قابل فهم درمی‌یابيم.
نوشته محمد منصور فلامکی در مورد ارزش ها و بیان در معماری بومی:

همان گونه که می‌دانیم معماری، سوای تجاربی که تنها در زمان‌هایی بسیار کوتاه و در سرزمین‌هایی بسیار محدود رخ داده‌اند، هرگز از قانون و دستوری پیروی نکرده است که بتوان بر پایدار بودنش تاکید کرد. از آنجا که معماری به مثابه یکی از فرآورده‌های دست انسان (و شاید یکی از پرمعناترین آنها) به شمار می‌رود و نمی‌تواند به همراه آن، طی گذر نسل‌ها و گذر از جایی به جای دیگر، شکل ثابت خود را محفوظ بدارد که به ناچار پذیرای دگرگونی است تا پذیرفته مردمان آید. به پرسشی که ما در برابر یک بنا در زمینه نحوه آفریده شدنش به دست معمار، از خود می‌پرسیم، دامنه‌ای بس گسترده می‌دهد و پاسخ به آن نیز، اگر نه دست نیافتنی، دست ­کم بسیار دشوار می‌نماید.

این که معمار یا هر کسی که دست به برافراشتن ساختمانی می‌زند، چگونه اندیشه‌های خود را که می‌توانند الزاما منوط و معطوف به کالبدها و کاربردهای ملموس نباشند، در گزینش مصالح و عناصر و استخوان‌بندی ساختمان و در تعیین اندازه‌ها و فاصله‌ها و تناسب‌ها و  در ترکیب رنگ‌ها، در رابطه با نور طبیعی و روشنایی‌هایی که از منابع مصنوعی و ... مداخله می‌دهد و این که هر معمار یا هر سازنده پیکره‌های ساختمانی آزاد و قادر است تا آنچه را که خود می پسندد به روی صحنه زندگی روزانه مردمان شهرها بیاورد ... و این که معماران و سازندگان بناها را خواستگاه‌هایی مشترک و دانشی جهانی با یکدیگر نزدیک می‌کند، با این فرضیه که آنان دست­کم در یک محیط فرهنگی و اجتماعی واحد از اندیشه‌ها و از تصوراتی یکسان الهام می‌گیرند، همیشه مورد پرسش است.

پاسخ‌هایی که در برابر این پرسش‌ها گذارده می‌شوند، از آنجا که زاده غورها و پژوهش‌های کسانی جز خود آن معمارانند، موضوع شک و تردید هستند. زیرا دست­کم دو بار رنگ و بار ذهنی یافته‌اند: نخست، در طول تلاشی که معمار برای متظاهر ساختن اندیشه‌های خود کرده، در طول انتخاب‌هایی که توانسته شخصاً آزادنه انجام دهد. دوم، در طول بررسی‌هایی که جستجوگران در پاسخ به پرسشی که خود معمار بی‌جواب گذاشته، انجام می‌دهند.

شاید بی‌جا نباشد به ویژه اینجا که گفت و گو درباره معماری بومی است، به مبحثی اشاره کنیم که در ادبیات مکتوب فارسی در باب معماری گشوده شده و رایج شده است: سبک و سبک های معماری ایران. در این باره نه به نقد آنچه گفته و نوشته شده است، بلکه به تطبیق آنچه گفته و نوشته شده با آنچه در سطرهای پیشین گفتیم، خواننده را دعوت به فکر کنیم.

اگر در سطح بررسی‌هایی که تنها روی شکل فرآورده‌های معماری می‌کنیم، فارغ از توجه به شرایط زمانی و مکانی ویژه ای که معماری در آن شکل گرفته، بیش از دو مسجد برابر یا بیش از چهار گلدسته برابر، بیش از دو خانه برابر یا بیش از دو حمام برابر یافتیم که حتی در شرایط اقلیمی- جغرافیایی یکسان و در بستر فرهنگ و  روابط اجتماعی یگانه ساخته شده‌اند ... بر مبنای همین داده‌ها به سراغ تعاریفی خواهیم رفت که امروزه فرهنگ معماری جهانی به ما عرضه می‌کند و در معنا نه به نفی وجود سبک‌ها بلکه به سلسله فعل و انفعالاتی توجه می‌دهند که توان تکرار یک تجربه معماری را از هر معمار فعال، یا از هر ذهن معمارانه آزاد، جلب می‌کنند.

اگر شباهت صوری بناها به تشخیص سبک آن‌ها کمک نکند، پس شیوه‌های ترکیب و تدبیر در اندازه‌گذاری و رنگ‌آمیزی و آهنگ حرکت دادن انسان در فضای ساخته شده و مشابه این‌ها باید بتواند تحقق چنین امری را میسر بدارد. اما می‌دانیم که انسان‌ها به ویژه انسان‌هایی که فرهنگ مشرق زمین اندیشه‌شان را جلا داده، به دومین نسخه از فرآورده معمارانه خویش به مثابه شکل منفعلی از تجربه فرهنگی و اجتماعی می‌نگرند و هرگز دو اثر  برابر پدید نمی‌آورند.

پس بحث معماری و چگونه شکل گرفتن آن را، در رابطه با اندیشه و فرهنگ، از بحث درباره شخص معمار و از ذهن معماری که بنا را ساخته بیرون می‌بریم تا مگر به مطالبی گسترده تر توفیق یابیم و به ابداع شیوه‌هایی علمی برای دستیابی به نتایجی موجه در فرهنگ معماری که به عنوان دانشی تجربی شناخته شده دست یابیم.

معماری بومی، یعنی مجموعه واحدهای معماری- شهری ای که در سرزمینی معین گردهم آمده‌اند و یا هماهنگی‌هایی که در زمینه شکل، در زمینه حجم‌گذاری یا «پلان و لومنریک» در زمینه کاربردی، در زمینه رنگ‌آمیزی و آهنگ سطوح پر و خالی و همچنین در زمینه رنگ‌آمیز و آهنگ سطوح پر و خالی و همچنین در زمینه مصالح و نظام‌های ساختمانی در آن ها پدیدار است، سری اصلی و اساسی را در بردارد: هماهنگی مبتنی بر تفاوت، تشخیص مبتنی بر ضابطه‌ها و رسوم و سلیقه‌های زاده از فرهنگ محیطی، یگانگی زاده از احترام متقابل و برخوردار از رفتارهای محیطی مبتنی بر آزادی‌های مشروط از قراردادهای اجتماعی ضمنی- قراردادهای نانوشته ولی زنده.

در چنین مجموعه‌هایی، از کرند تا ماسوله، از ایزدخواست تا ابیانه، از شوشتر تا طبس، از ونیز تا آمستردام، از اوربینو تا هارلم، از لویک تا تائورمینا، از بخارا تا یزد و از دهلی تا کیوتو و ... چگونه می‌توان به آن رشته فعل و انفعالاتی اشاره داشت که پیش از این گفتیم در دنیای درونی هر سازنده پیکره معماری تحقق می‌پذیرد و به دست وی به دنیای خارج انتقال می‌یابد؟

به این پرسش به دو صورت اصلی می‌توان پاسخ گفت:

یکی پیمودن راهی آرمانی برای کسانی که، با توجه به کلیه خصیصه‌های ذهنی- هنری‌ای که در معماری بومی نهفته، دوستدار و جویای شناختی به کمال از آن اند؛ و دیگری تجربی و در حد پژوهش و بررسی‌هایی که بیشتر به شناخت اجمالی این پدیده می‌نگرند و به دلایلی حاکی و ناشی از عدم دسترسی به امکاناتی که برای رسیدن به امکاناتی که برای رسیدن به پاسخ نخست لازمند، به خطوط اصلی و کلی موضوع بسنده می‌کنند. راه اول را، که تنها به یاری دانش مردم‌شناسی و در گستره میان دانشی می‌توان پیمود، در یادداشت‌هایی که در این مجموعه نوشتار تقدیم خواننده شده نمی‌یابیم.

شاید بتوانیم آنچه را که می‌خوانیم تلاشی در راه بازشناسی این پدیده به گونه دوم تلقی کنیم. آنچه معماران در پیمودن این راه دوم توانند دید، مقارن با تلاشی است مبتنی بر تعریفی برای بیان معمارانه. بیان معمارانه، بیانی ویژه است مشروط و منضبط از آنچه ملموس و محسوس و قابل اندازه‌گیری- اندازه‌گذاری است. بیانی که چیزی جز کاربرد ابزار کالبدی به شیوه‌ای خاص و برای گفتن نکته و مطلبی خاص نیست؛ جایی که جهان درونی شخص سازنده اثر (معمار) از دریچه شکل خاصی از ابزار کالبدی- کاربردی رو می‌کند به جهان برون. از همین دریچه، از راه بازشناسی و بهره‌وری از همین منظر معمارانه است که می‌توان از جهان خارج به جهان درونی کسی که بنایی را برافراشته راه یافت.

بر پایه همین نکته است که، ضمن ابراز و قبول این که هر واحد معماری یا هر بنا که جدا از دیگر بناهای مجموعه های معماری بومی مورد بررسی قرار می‌گیرد به مثابه عنصری است برخوردار از وحدت و صاحب تشخص، به ویژگی‌های فرعی و ضمنی آن می‌پردازیم و از سه دیدگاه اصلی که جدا از یکدیگر فرض می‌کنیم، آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

این سه دیدگاه که هیچ یک به تنهایی مفهوم ندارد و فهم نمی‌تواند شد به ترتیب زیرند:

اول- هر معمار، یا هر شخصی که پیکره ساختمانی را فارغ از دستورها و نمونه‌های طرح و اجرای از پیش تعیین و تدوین شده برپا می‌دارد و بنایی را هماهنگ با بناهای موجود در میان آن‌ها یا در کنار آن ها جای می‌دهد. به شرط آزاده بودن در اندیشه و آزاد بودن در اعمال سلیقه خویش، در ترکیب‌ها، در اندازه‌گذاری‌ها، در انتخاب رنگ‌ها و مصالح و در ابداع شکل‌هایی که نه تازه بلکه یک متغیر یا «واریان» از شکل‌های موجودند، از آزادی‌هایی برخوردار است که به وی امکان بیان نکته یا مطلبی ویژه را می‌دهند.

از این دیدگاه و فارغ از تاثیرپذیری‌های مستقیم و منفعل از محیط ( اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، طبیعی) می‌توان به کندوکاو محصولات معماری پرداخت و جویای سر و رازی شد که هر معمار، همانند هر شاعر و هر نقاش و هر موسیقیدان، به مناسبت تولیدی که به عهده گرفته می‌آفریند.

دوم- هر معمار، یا هر شخصی که پیکره ساختمانی را فارغ از دستورها و نمونه‌های طرح و اجرای از پیش تعیین و تدوین شده برپا می‌دارد و بنایی را هماهنگ با بناهای موجود در میان آنها یا در کنار آن ها جای می‌دهد، به رغم آزادگی‌ها و آزادی‌هایی که در تدوین شکل و مفهوم بنا تواند داشت، به محیط فرهنگی جامع یا فراگیری که در آن می‌زید بی‌توجه نخواهد بود و از آن، چه به نحوی مستقیم و چه به طریقی با واسطه، تاثیر می‌پذیرد. در واقع این در نفس معماری بومی است که دو گونه پیوند اساسی را محترم بدارد: پیوند با محیط فرهنگی، یا با سلسله ارزش‌های فرهنگی، با سلسله رفتارهای فرهنگی و با سلسله قوانین ضمنی ای که در آن جاری‌اند از یکسو و از سوی دیگر پیوند با محیط طبیعی، یا با مجموعه داده‌هایی که هم ابزار فکری‌اند و هم ابزار کاربردی، هم رنگ و اندازه و تناسب دارند و هم مصالح و اجزا و عناصر ساختمانی.

سوم- هر معمار، یا هر شخصی که پیکره ساختمانی را فارغ از دستورها و نمونه‌های طرح و اجرای از پیش تعیین و تدوین شده برپا می‌دارد و بنایی را هماهنگ با بناهای موجود در میان آن‌ها یا در کنار آن‌ها جای می‌دهد، به رغم آزادگی‌ها و آزادی‌هایی که می‌تواند در تدوین شکل و مفهوم بنا داشته باشد، به محیط کم و بیش خنثی که از مجموعه روابط اقتصادی- اداری- تولیدی ساخته و پرداخته شده و حاوی فرهنگ خاص خود نیز هست، بی‌توجه نمی‌ماند. به میل یا با اکراه، بر اساس مصلحت‌اندیشی و صرفه‌جویی یا براساس الزام‌هایی که زاده قوانین و مقررات ساختمانی حاکم بر محیطند، معمار یا شخص برپاکننده یک پیکره ساختمانی، در جایی که ما معماری‌اش را «بومی» می‌نامیم، داده‌هایی را که بیشتر ابزار کالبدی‌اند تا فکری، در تدوین و اجرای محصولی که آفرینش را به عهده گرفته، مداخله می‌دهد.

منبع : +

 
محصولات فروشگاه: 
طراحی اقامتگاه کویری
قیمت: 0 تومان
8,000 تومان